محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

مقدمهء مصحح 78

آثار عجم ( فارسى )

چشم شهود نيست و گر هست بيندت * چون آفتاب در دل هر ذرّه بر ملا در عين اختفائى و در شدت بروز * در منتهى ظهورى و در غايت خفا فهم خرد مدارج علم ترا به جهد * با سلّم خيال نجسته است ارتقا مصنوع صنع تو ، ز سما هر چه تا سمك * محكوم حكم تو ، ز سمك هر چه تا سما چون و چرا به ساحت قدست نبرده راه * نارد كسى به كار تو چون گفت يا چرا ما را به پيشگاه حضور تو راه نيست * الّا به يمن همّت خاصان رهنما سر خيل رهنمايان باشد شه رسل * فرمان ده قضا و قدر ، ختم انبيا فخر الورى ، محمد المصطفى الذى * بالوحى كان منطقة لا عن الهوى عقل نخست احمد مرسل كه شرع او * شد راست از حسام كج شاه اوليا صهر نبى ، على ولى ، رهبر امم * زوج بتول ، باب وصول ، آيت هدى من يؤثر الفقير على نفسه لذا * فى شأنه و عترته هل اتى ، اتى يا رب به احمد و على و اهل بيت او * بگذر ز « فرصت » آنچه از او ديده‌اى خطا مرحوم شعاع الملك - شاعر نامور شيراز - ماده تاريخى در مرگ فرصت ساخته كه با خطى ريزتر ، در فواصل غزل فوق الذكر نقل شده است : فرصت الدوله نصير الدين فرصت * رفت و شد از رفتنش علم و ادب گم « 1 » سال تاريخش شعاع الملك گفتا * آه از فرصت نصير الدين سوم ( 1339 ) در قسمت فوقانى سنگ ، زير جملهء عربى مذكور ، فرصت شخصا به خط ريز نسخ ، نوشته است : « كتبت فى حياتى 1338 » ؛ كه نشان مىدهد اين سنگ ، يك سال قبل از مرگ او ، آماده شده است « 2 » « . . . در سالهاى اخير كه سنگ قبر فرصت ، از حصار قديم به محل فعلى گذاشته شده است ، در نتيجهء گذر زائران آرامگاه حافظ از روى سنگ ، گوشهء اين سنگ شكسته و نوشته‌هاى روى آن در حال از بين رفتن است و به زودى تمام خطوط آن محو خواهد شد . اميد كه مسؤولان ميراث فرهنگى فارس ، با

--> ( 1 ) . آثار عجم ، انتشارات بامداد ، با مقدمهء نصرت الله نوحيان سمنانى ، ص 16 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، با مقدمهء على زرين قلم ، كتابفروشى سيروس تهران ، 1337 .